السيد الطباطبائي
301
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )
بالأخره عصر علم - عصر حاضر - خط بطلان به دور همه اينها كشيد . خلاصه اين كه : چنان كه در آغاز پيدايش بشر ابتدايى ، خبرى از دين نبوده و انسان در حال ماديت مىزيسته و سپس زمزمه مذهب بلند شده است ، همچنين توحيد و يكتاپرستى پس از وثنيت و اربابانواع بوده كه گويا « سنتز » و تكامل يافته عقيده وثنيت مىباشد ! . . . پاسخ اين نظريه تاريخى و اجتماعى را كه برخى از دانشمندان ذكر كردهاند و خلاصهاش با بيان ديگر اين كه « دين توحيد مولود وثنيت و ارباب انواع پرستى بوده و معلول اقتصاد بشر و نتيجه لازمه انتقال ملوك الطوايفى به امپراتورى بزرگ است » به گواهى آثار وثنى باستانى بسيار نمىشود قابل اعتماد دانسته و ناقض نظريه فلسفى ما گرفت ، زيرا : اولًا : بتپرستان پيوسته آثار صنعتى مربوط به خدايان متعدد خود مانند بتها و جز آنها داشته و پس از خود به يادگار گذاشتهاند ، ولى خداپرستى به معناى يكتاپرستى اثر جسمانى صنعتى ندارد . و از اين روى آثار كهنه و باستانى بتپرستان اثبات نمىكند كه در آن اعصار يا پيشتر از آن كسانى نبودهاند كه خداى منزه از جسميت و جسمانيت را بپرستند ، اگرچه شماره كمى هم داشته باشند . بلكه دقت در مفهوم بت ( صنم - وثن ) و در نوع قضاوتهاى انسانى ، اين نظر در تأييد مىكند ، زيرا ساختن بت پيوسته براى تمثيل و تجسم اوصاف و احوال خدايى است كه بت مثال اوست - از قبيل قهر و لطف و مهر و كين - . انسان باستان ربالنوع دريا ، و آتش ، و باد را مىپرستيده براى اين كه از قهر و خشم آن ايمن گردد ، ربالنوع زمين را ستايش مىكرده براى اين كه از لطف و مهر و